سلام سلام
سال ۱۳۹۰ هم اومدو من سه ساله که نگهدار این فرشته هستم ...خدایا ممنون
شکر خدا پروژه از شیرگیرون با موفقیت تمام شد
.gif)
.gif)
حالا اگه خدا بخواد بعد از تولد 2سالگی میریم برای راند دوم از پوشک گیرون که باید قیافه من رو تجسم کنین در حالی که روسری به سرم بستم و دارم هی فرش میشورم هی فرش می شورم
.gif)
.gif)
ولی اینم بگم با تمام سختی هاش ولی از اینکه می بینین یه فسقل چقدر خوب با مسائل کنار میاد و چقدر درک بالایی دارن کلی ذوق مرگ میشین
.gif)
اینکه زود خانم های مزدوح برن تو کارش خانم های مجرد هم دنبال بابای بچه بگردن


پانیا خانم خوب حرف میزنه....تا دلتون بخواد لوس تشریف دارن و به شدت بابایی هستن.....اینم از فواید دختر داشتن
.gif)
۲۱/۱/۹۰
.gif)
.gif)
یک سرویس قابلمه دسینی که خیلی خوشگل بود تا دیروز چند بار می خواستم
شم و خودم برش دارم
ولی هی به خودم گفتم تو بهترش رو می خری گول این شیطون رو نخور....آدم باش و از این حرفا....دیگه جناب همسری 3 روز رفتن ماموریت و من و فسقل تنهاییم.....بنده خدا دیشب میگفت خدا بهت صبر بده دیگه فقط خودتی.......
البته ما برای ناهار و شام از یک هفته قبل چترمان را بر پشت بام خانه مادرمان افکندیم اینکه آشپزخانه به مدت 3 روز کلا به جز صبحانه تعطیل می باشد



دیشب کلی هم خودشیرینی کردم و دل پدرشوهرم رو بردم ناکجاآباد
.gif)
واینگونه بود که عروس خوبه کیه؟؟؟؟؟؟؟منم منم ۲۸/۱/۹۰
دخترم به تازگی کمربند مشکیش رو در کاراته گرفته و از اونجایی که استعداد ذاتی در هنرهای رزمی داره ....داره دوره کیوکوشین رو هم میگذرونه
.....برای تمرین این فن هم یه دسته جاروبرقی مرده ه داریم که رو سر من بدبخت هی تمرین میکنه.....
.....یه مدال هم در بوکس گرفته که دیگه تعریف نداره![[تصویر: 4 (19).gif]](http://banoo.net/smiley/4/4%20(19).gif)
تعریف از بچم نباشه خیلی ماشالا اکتیوه...فقط مونده این بلا رو
سرم بیاره..
میبرمش پارک .موقع برگشتن انگار توهین به جد بزرگش کردم...هر تکه از روسری...عینک....کیف....دماغ.......دهن....موهام به یه سمتی کشیده میشن و با انصاف وقتی دست کم میاره از دندان هم استفاده میکنه......که البته این هم یه مزیتیست که من بهش توجه نداشتم و با روشن گری های همسرم بهش رسیدم و اونم اینکه بچمون با چنگ و دندان اموال و خواسته هاش رو حفظ میکنه
خداروشکر
اندر حکایات خودم:
دیروز ماشیم همسری رو برداشتم و رفتم دکتر....آی به غلط کردن افتادم
....مگه جای پارک پیدا میشد؟؟؟؟بعدشم دقیقا زیر تاپلوی پارک ممنوع گذاشتم آخه دیرم شده بود...اصلا نفهمیدم دکتر چی گفت من چی گفتم
خیر سرم رفته بودم مشاور
دیگه اینکه
17 تولد پانیاست ولی متاسفانه مصادف شده با شهادت حضرت فاطمه.gif)
...اینکه قرار بر این شد که 22 تولدش رو بگیریم که چی؟؟؟؟مصادف میشود با سالگرد ازدواج.gif)
یعنی چی یعنی بیچاره آقای همسر......بیچاره.gif)
حالا من که نه کادوی تولد و نه عیدی براش خریدم مجبورم جلوی فک و فامیا حسابی سنگ تموم بزارم و خودی نشون بدم
حالا به نظرتون چی بخرم که جلوی سر و همسر و مادر شوهر و .....................سربلند بیرون بیام؟
۳۰/۱/۹۰
فسقل خانم نمیدونم از کی شنیده و یاد گرفته ...از دیروز اگه یک بار صدام کنه و جوابش رو ندم داد میزنه"""""پونه خانم با شما صدام رو نمیــــــــــــــشنوی""":2 (24):عجبا آخه فسقل نخودچی این حرفا چیه؟؟؟؟؟؟
ما همچنان با خواب ظهر مشکل داریم....خانم به هیچ صراطی مستقیم نیست و تا یکی دو دسته از موهای من شهید نشن ول نمیکنه...بی انصاف انگار داره با دشمنش میجنگنه
مادر جان من بیچاره به خاطر خودت میگم وقتی هم که می خوابه من داغونم
ای وای
گهگاهی که یه روزنامه کیهان به زبونش خودش بهم فحش میده.gif)
هرروز هم بچم به یه چیزی ارادت پیدا میکنه..........
یه روز کارتون.......یه روز حروف انگلیسی.........یه روز کمد لباسای من.....یه روز کابینت های آشپزخونه............یه روز دمپایی های دستشویی
دیدین برای هر سال یه اسم میزارن....ما هرروزمون اونحوریه.....فکر کنم امروز روز دمپایی های دستشویی باشه.gif)
دیشب رفته بودیم خونه صمیمی ترین دوستم خاله شراره که اونم از قضا یه پسر داره که دو ماه از پانیا بزرگ تره و من عاشقشم "آبتین خاله"............وای من و شراره بیچاره شدیم از بس اینا
بودن...حالا بماند چقدر این وسط کتک هم خوردیم
سر یه توپ داشت جنگ میشد
هردو هم باهم جیغ میزدن و گریه میکردن..ای وای
تا اینکه بنده خدا عمو علی با ساز دهنی برای اینا آهنگ زد تا یک کم وضعیت سفید شد.
دستش درد نکنه.....بنده خدا:)
شب موقع اومدنبابا امیرگفت تا 24 ساعت صدای اینا تو کلم میمونه..ماشالا چقدر بلا شدن
هووووووووووووووووووورا
خاله برات چه کادوهای خوشگلی خریده بود دستش درد نکنه..........
دوست دارم